تبلیغات
حرفهای نا گفته - شب آغاز هجرت تو
شب آغاز هجرت تو | جدایی ,

               شب آغاز هجرت تو      شب در خود شكستنم بود

شب بی رحم رفتن تو        شب از خود نشستنم بود

شب بی تو شب بی من      شب دل مرده های تنهام بود

شب رفتن شب ماندن      شب دل كندن من از ما بود

واسه جشن دلتنگی ما    گل گریه سبد سبد بود

با طلوع عشق من تو      هم زمین هم ستاره بد بود

از هجرت تو شكنجه دیدم   كوچ تو اوج ریاضتم بود

چه مومنانه از خود گذشتم    كوچ من از ما نهایتم بود

به دادم برس به دادم برس    تو ای ناجی تبار من

به دادم برس به دادم برس    تو ای قلب سوگوار من

سهم من جز شكستن من   تو هجوم شب زمین نیست

با خرابان خاكی من            شوق پرواز آخری نیست

بی تو باید دوباره برگشت     به شب بی پناهی

سنگر وحشت من از من          مرحم زخم پیر من بود

واسه پیدا شدن تو آینه      جاده سبز گم شدن كو

بی تو باید دوباره گم شد       تو غبار تباهی

 


نوشته شده توسط تنهای تنها در یکشنبه 10 دی 1385 و ساعت 07:12 ق.ظ
نوشته های پیشین
+ مارمولک+ بابک خرمدین+ من مهربان ندارم نامهربان من کو ؟+ چشم من + + راه من+ شب آغاز هجرت تو+ حرف با خدا+ شبی از شدت+ دنیای سنگ+ به نام عشق+ ما به هم نمی رسیم + تولدت مبارک+ تولدت مبارک + تولدت مبارک

صفحات: