تبلیغات
حرفهای نا گفته - ای که بی تو خودمو
ای که بی تو خودمو | تنهایی ,

ای که بی تو خودمو...................... تک و تنها می بینم

هر جا که پا می ذارم .................... تو رو اونجامی بینم

یادمه چشمای تو ......................... پر درد غصه بود

غربت ما............................. قد صد تا قصه بود  

یاد تو هر جا که هستم................با منه

داره عمر منو آتیش....................می زنه

تو برام خورشید بودی................... توی این دنیای سرد 

گونه های خیسمو ...................... دستای تو پاک می کردی

حالا اون دستا کجاست.................. اون دو تا دستای خوب

چرا بی صدا شده ........................ لب قصه های او

من که باور ندارم........................ اون همه خاطره مرد

عاشق آسمونا............................ پشت یک پنجره مرد

آسمون سنگی شده...................... خدا انگار خوابیده

انگار از اون بالا ها ................... گریه هامو ندیده 
یاده تو هرجاکه هستم بامنه .... داره عمرمنو آتیش می زنه  


نوشته شده توسط تنهای تنها در چهارشنبه 28 تیر 1385 و ساعت 06:07 ق.ظ
نوشته های پیشین
+ مارمولک+ بابک خرمدین+ من مهربان ندارم نامهربان من کو ؟+ چشم من + + راه من+ شب آغاز هجرت تو+ حرف با خدا+ شبی از شدت+ دنیای سنگ+ به نام عشق+ ما به هم نمی رسیم + تولدت مبارک+ تولدت مبارک + تولدت مبارک

صفحات: