تبلیغات
حرفهای نا گفته - دلتنگی
دلتنگی | تنهایی ,
کاشکی در کوچه های کودکی گم می شدم


کاشکی در کوچه های کودکی گم می شدم
هم صدای قاصدک های تکلم می شدم

می نشستم زیر آواز سپید چلچله
بار دیگر خیس باران ترنّم می شدم

زندگی را می دویدم تا فراسوی امید
تا که در چشم تماشا یک توهّم می شدم

آرزو می چیدم از رنگین کمان شاپرک
ناگهان در جنگل پروانه ها گم می شدم

می تکاندم غم غبار اشک را از چشم دل
مهربان ، همبازی عشق و تبسم می شدم

کوچ می کردم ازین تنهایی خاکستری
بی ریا همسایه ی لبخند مردم می شدم

کودکی آن سوی حسرت چشم در راه من است
کاشکی در کوچه های کودکی گم می شدم
 

نوشته شده توسط تنهای تنها در سه شنبه 22 آذر 1384 و ساعت 11:12 ق.ظ
نوشته های پیشین
+ مارمولک+ بابک خرمدین+ من مهربان ندارم نامهربان من کو ؟+ چشم من + + راه من+ شب آغاز هجرت تو+ حرف با خدا+ شبی از شدت+ دنیای سنگ+ به نام عشق+ ما به هم نمی رسیم + تولدت مبارک+ تولدت مبارک + تولدت مبارک

صفحات: