تبلیغات
حرفهای نا گفته - توی یك ...
توی یك ... | تنهایی ,

   

توی یك دیوار سنگی
دو تا پنجره اسیرن
دوتا خسته دو تا تنها
یكیشون تو یكیشون من
دیوار از سنگ سیاهه
سنگ سرد و سخت خارا
زده قفل بی صدایی
به لبای تشنه ما
نمی تونیم تا بجنبیم
زیر سنگینی دیوار
همه عشق منو تو
قصه است قصه دیوار


نوشته شده توسط تنهای تنها در چهارشنبه 20 مهر 1384 و ساعت 09:10 ق.ظ
نوشته های پیشین
+ مارمولک+ بابک خرمدین+ من مهربان ندارم نامهربان من کو ؟+ چشم من + + راه من+ شب آغاز هجرت تو+ حرف با خدا+ شبی از شدت+ دنیای سنگ+ به نام عشق+ ما به هم نمی رسیم + تولدت مبارک+ تولدت مبارک + تولدت مبارک

صفحات: