تبلیغات
حرفهای نا گفته - یکی بود ولی هیچکس نبود
یکی بود ولی هیچکس نبود | تنهایی ,

تمام قصه

تمام قصه ها با یکی بود یکی نبود

شروع می شوند  :

یکی بود یکی نبود !

اما این بار یکی رفته بود یکی مانده بود

تنها مانده بود و سخت گریه می کرد......


نوشته شده توسط تنهای تنها در یکشنبه 3 مهر 1384 و ساعت 01:09 ب.ظ
نوشته های پیشین
+ مارمولک+ بابک خرمدین+ من مهربان ندارم نامهربان من کو ؟+ چشم من + + راه من+ شب آغاز هجرت تو+ حرف با خدا+ شبی از شدت+ دنیای سنگ+ به نام عشق+ ما به هم نمی رسیم + تولدت مبارک+ تولدت مبارک + تولدت مبارک

صفحات: