تبلیغات
حرفهای نا گفته - دوستت دارم
دوستت دارم | عاشقانه ,

در کنار آبشار

در كنار آبشاری نشسته بودم

 ناگهان آبشار قطع شد گفت : بنویس

 گفتم : با كدامین قلم؟

 قطعه ای از استخوانم را در آورد گفت : بنویس

گفتم با كدامین مركب؟

قطره ای از خونم را درآورد گفت: بنویس

 گفتم با كدامین كاغذ؟

 قلب عاشقم را در آورد گفت : بنویس

من هم باتمام وجودنوشتم:

دوست دارم بی نهایت باصداقت تا قیامت


نوشته شده توسط تنهای تنها در پنجشنبه 17 شهریور 1384 و ساعت 04:09 ق.ظ
نوشته های پیشین
+ مارمولک+ بابک خرمدین+ من مهربان ندارم نامهربان من کو ؟+ چشم من + + راه من+ شب آغاز هجرت تو+ حرف با خدا+ شبی از شدت+ دنیای سنگ+ به نام عشق+ ما به هم نمی رسیم + تولدت مبارک+ تولدت مبارک + تولدت مبارک

صفحات: