تبلیغات
حرفهای نا گفته - همزبان تویی...
همزبان تویی... | تنهایی ,

همزبانم تویی

روزگاری رفت و من در هر زمان

آزمودم رنج « غربت » را بسی

درد « غربت » می گدازد روح را

جز « غریب » این را نمی داند كسی

 هست غربت گونه گون در روزگار

محنت غربت بسی مرگ آور است

از هزاران غربت اندوه خیز

غربت « بی همزبانی » بدتر است

 


نوشته شده توسط تنهای تنها در جمعه 11 شهریور 1384 و ساعت 03:09 ق.ظ
نوشته های پیشین
+ مارمولک+ بابک خرمدین+ من مهربان ندارم نامهربان من کو ؟+ چشم من + + راه من+ شب آغاز هجرت تو+ حرف با خدا+ شبی از شدت+ دنیای سنگ+ به نام عشق+ ما به هم نمی رسیم + تولدت مبارک+ تولدت مبارک + تولدت مبارک

صفحات: